یه انگلیسی،یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا میکردن

انگلیسیه میگه:چه سکوتی، چه احترامی،مطمئنم که اینا انگلیسیند!!

فرانسویه میگه:اینا هم لختند،هم زیبا،هم رفتار عاشقانه ای دارند حتما فرانسویند!!

ایرانیه میگه:نه لباسی،نه خونه ای!فقط یک سیب برای خوردن!تازه فکر میکنن تو بهشتن!صد درصد ایرانیند!!


ما آدم ها هر کدوم از یه پنجره خاص به اطرافمون نگاه میکنیم و هر کس دنیا رو یک جور میبینه،اکثر ما سعی میکنیم رفتارو نگاهمون موجه و پسندیده باشه ،مطمئنا این نگرشی معقول و منطقیست رفتار، مطابق آنچه جامعه از ما انتظار دارد!! اما حرکت در یک چارچوب مشخص و یکنواخت انسان را خسته میکند،روزهای تکراری بدون هیچ تغیر و اتفاق خاص!

گاه  افرادی را میبینیم که برای رهایی از این چها چوب های از پیش تعین شده و یکنواخت ساختار شکنی میکنند و به دنبال یک تجربه ،یک هیجان و یا ایجاد یک تغیر میروند،یک راهه شاید  نه زیاد درست! حتی برای چند قدم !!یک دیوانگی و اجرای عقیده ای که شاید خیلی ها  نپسندد حتی برای مدتی کوتاه!! نمیدونم درسته یا غلط ولی نمیتونم زیاد محکومشون کنم،شایدنیاز دارند زندگی را از یک دریچه ی دیگه هم ببینند و تجربه کنند!!